پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۶

عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر

دارد سری با سوختن، اشکش ببین آهش نگر

زلف کدامین مه جبین، دارد گرفتارش چنین؟

بی تابی شامش ببین، آه سحرگاهش نگر

ای از محبت بی خبر، تا کی کنی خون در جگر؟

دردن بکش داغش ببین غمهای جان کاهش نگر

دلها ز هجرت سوخت خوش، زین زهر جان فرسا بچش

ناز گران تمکین بکش، بنشین و بر راهش نگر

سرو صنوبر قامتان دارد ز رشک آب روان

با دیده انجم فشان، رخساره ماهش نگر

از پیچ و تاب هر رگی، دارد حزین ، یار آگهی

چشم گران خوابش ببین، مژگان آگاهش نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۸صبح از اثر چغانه برخیز
  2. شمارهٔ ۵۴۹یا از سر روزگار برخیز
  3. شمارهٔ ۵۵۰حیرت زده را تاب رخ یار میاموز
  4. شمارهٔ ۵۵۱ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
  5. شمارهٔ ۵۵۲با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
  6. شمارهٔ ۵۵۳ز ترکتازی آن نازنین سوار هنوز
  7. شمارهٔ ۵۵۴به عجز من بنگر وز غرور یارمپرس
  8. شمارهٔ ۵۵۵جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.