پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۶

ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار

دیدی جگر عشق نداری گله بگذار

سرگشتگی ات راهبر کعبهٔ وصل است

گر مرد رهی نقش پی غافله بگذار

خواهی که ز دستت نرود دامن یوسف

دامان وصال هوس اایا ده دله بگذار

دل خنجر مژگان تو سیراب نسازد

یک قطرهٔ خون است درین آبله، بگذر

از حوصله بیش است حزین ، آرزوی تو

با لعل لب یار، حدیث گله بگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۸سبز شد خط لبّ یار، بهار است بهار
  2. شمارهٔ ۵۳۹هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر
  3. شمارهٔ ۵۴۰من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر
  4. شمارهٔ ۵۴۱می کند دل در خم زلف تو زاری بیشتر
  5. شمارهٔ ۵۴۲ساقی به لبم بادهٔ پالیده فروبار
  6. شمارهٔ ۵۴۳از کمال خویش نالم نی ز جور روزگار
  7. شمارهٔ ۵۴۴داریم به کف زلفی، محشر به کمین اندر
  8. شمارهٔ ۵۴۵مزد تردستی فرهاد رسید آخر کار
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.