پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۰

من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر

نیکنامی تو، ره خانه خمّار مگیر

عنبرین طره چه انداخته ای بر سر دوش

کافر عشق تو ماییم، تو زنار مگیر

شمع سان گر سرم از تیغ زنی زنده شوم

کار این سوخته را این همه دشوار مگیر

گل آدم کف تقدیر، چهل روز سرشت

باری از تربیتم دست به یکبار مگیر

من اگر نیکم اگر بد، به صفا آینه ام

که تو را گفت، مرا لایق دیدار مگیر؟

گر به گستاخیم از سینه صفیری زده سر

رحم فرما و به این مرغ گرفتار مگیر

صد سخن گفتم و نشنیده گرفتی و گذشت

یک سخن را به دل نازک خود بار مگیر

عشق نبود عجبی گر به رگ و ریشه دود

آتش است این، نتوان گفت که در خار مگیر

این جواب غزل مرشد روم است که گفت

من به بوی تو خوشم، نافه تاتار مگیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۲ساقی به لبم بادهٔ پالیده فروبار
  2. شمارهٔ ۵۴۳از کمال خویش نالم نی ز جور روزگار
  3. شمارهٔ ۵۴۴داریم به کف زلفی، محشر به کمین اندر
  4. شمارهٔ ۵۴۵مزد تردستی فرهاد رسید آخر کار
  5. شمارهٔ ۵۴۶عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر
  6. شمارهٔ ۵۴۷سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیز
  7. شمارهٔ ۵۴۸صبح از اثر چغانه برخیز
  8. شمارهٔ ۵۴۹یا از سر روزگار برخیز
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.