پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۳

کام طمع ز لذت دنیا نگاه دار

امروز، پاس دولت فردا نگاه دار

هر گوشه جوش جلوهٔ یار است، دیده را

آیینه وار محو تماشا نگاه دار

هر عقده ای به عهده تدبیر ناخنی ست

خاری برای آبلهٔ پا نگاه دار

تا وجه بی قراری ما روشنت شود

آیینه پیش آن رخ زیبا نگاه دار

ایجاد نور فیض، دل زنده می کند

این شمع را به پرده ی شب ها نگاه دار

خواهی چو داغ لاله بهار تو گل کند

دامان دل به رنگ سویدا نگاه دار

یک سر چو شمع جسم تو خواهی که جان شود

آیینه پیش آن رخ زیبا نگاه دار

داغ وفا مباد، ز دل پا کشد حزین

این لاله ی غریب، به صحرا نگاه دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۵ای صبا نکته ای از لعل شکربار بیار
  2. شمارهٔ ۵۳۶ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار
  3. شمارهٔ ۵۳۷بی تو در پیرهن نامیه، خار است بهار
  4. شمارهٔ ۵۳۸سبز شد خط لبّ یار، بهار است بهار
  5. شمارهٔ ۵۳۹هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر
  6. شمارهٔ ۵۴۰من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر
  7. شمارهٔ ۵۴۱می کند دل در خم زلف تو زاری بیشتر
  8. شمارهٔ ۵۴۲ساقی به لبم بادهٔ پالیده فروبار
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.