پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

نشد شبی که می خونم از سبو نچکد

فشردهٔ جگر از چشم تر به رو نچکد

که قطره ای به لبم می چکاند از یاری

اگر تراوش تبخاله در گلو نچکد؟

ز باده ای که دماغ امید تر سازم

اگر به ساغر من خون آرزو نچکد؟

به خون خویش ز بس تشنه کرده عشق مرا

به تیغ اگر کشدم خون من فرو نچکد

نمی توان گلی از باغِ دهر چید حزین

که قطره قطره به صد خواری آبرو نچکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵بدآموز وفا کی قدر ناز یار می داند؟
  2. شمارهٔ ۵۲۶دستان زن عشرتکده، فریاد نداند
  3. شمارهٔ ۵۲۷به سینه چون مژهٔ او سنان بجنباند
  4. شمارهٔ ۵۲۸خمش زخوی تو عاشق بود زبانش و لرزد
  5. شمارهٔ ۵۲۹از یاد شکّرخنده‌اش، تلخی هجران شد لذیذ
  6. شمارهٔ ۵۳۰اثر چون نیست در فریاد ما، پاس نفس بهتر
  7. شمارهٔ ۵۳۱در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدار
  8. شمارهٔ ۵۳۲برکف، دل سی پارهٔ عشّاق نگهدار
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.