پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۴

سبک از جا رود، هرکس که با ما یار می‌گردد

نسیم گل چرا بر بی‌دماغان بار می‌گردد؟

برهمن‌زاده‌ای برده‌ست ایمانم که در عشقش

رگ جان، جسم را شیرازهٔ زنار می‌گردد

سرت گردم اشارت کن به مژگان، آشنا سازم

مرا حیران نگاهی، گرد دل بسیار می‌گردد

پریشان زلف و مژگان بی‌خبر، لب می‌چکان داری

به این آشفتگی کس بر سر بازار می‌گردد؟

حزین آهم رسایی می‌کند، ایّام کوتاهی

لب از بیچارگی شرمندهٔ اظهار می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۶چون شمع ز خود گرم شتابم به دمی چند
  2. شمارهٔ ۵۱۷ز مرد کار، دل روزگار می لرزد
  3. شمارهٔ ۵۱۸ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
  4. شمارهٔ ۵۱۹تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد
  5. شمارهٔ ۵۲۰فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
  6. شمارهٔ ۵۲۱خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
  7. شمارهٔ ۵۲۲از کارگاه نسبت، هرکس لباس پوشد
  8. شمارهٔ ۵۲۳نشد شبی که می خونم از سبو نچکد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.