پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۶

چون شمع ز خود گرم شتابم به دمی چند

از قافلهٔ اشک فراتر قدمی چند

حیف است تن و جان شود از وصل حجابت

تا کی به میان فاصله بینی عدمی چند؟

غم می دهد از هر طرفی عرض، سپاهی

کو پرچم آهی که طرازم علمی چند؟

تا وادی شیبم ز کجا سر به در آرد

طی کرده ام از کوچهٔ تن، پیچ و خمی چند

ناموس مسلمانیم ای یأس نگهدار

بر طاق دلم چیده تمنّا، صنمی چند

نو کیسه گمان کرده همانا مژه ما را

کز پارهٔ دل ریخت به دامان درمی چند

نوک قلمم کند شد از موی شکافی

بس شانه زدم زلف پریشان رقمی چند

در وادی گفتار، ز ما پیشتری نیست

این راه سپردیم به پای قلمی چند

محروم حزین ، از در دل کس نتوان کرد

در دامن دریوزه کنان ریز غمی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۸ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
  2. شمارهٔ ۵۱۹تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد
  3. شمارهٔ ۵۲۰فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
  4. شمارهٔ ۵۲۱خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
  5. شمارهٔ ۵۲۲از کارگاه نسبت، هرکس لباس پوشد
  6. شمارهٔ ۵۲۳نشد شبی که می خونم از سبو نچکد
  7. شمارهٔ ۵۲۴سپهر سفله پرور در شکستم راحتی یابد
  8. شمارهٔ ۵۲۵بدآموز وفا کی قدر ناز یار می داند؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.