پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۲

من چشمم و عالم همه خار است ببینید

چشمی که به خارش سر و کار است ببینید

هرگز نشود پی نفس سوخته را گم

دل تا لب من آبله دار است ببینید

از نرگس او دیده وران مست و خرابند

این نشئه که در جام خمار است ببینید

گردیده زره، پوست براندام شهیدان

مژگان کسی دشنه گذار است ببینید

بخشیده خط سبز که، تشریف قبولش؟

این حله که بر دوش بهار است ببینید

هر برگ خزان، دفتر صد رنگ گشاده ست

طراح بهاران به چه کار است ببینید

حاجت به گواهی نبود قتل حزین را

دستی که ز خونش به نگار است ببینید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۴سبک از جا رود، هرکس که با ما یار می‌گردد
  2. شمارهٔ ۵۱۵خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند
  3. شمارهٔ ۵۱۶چون شمع ز خود گرم شتابم به دمی چند
  4. شمارهٔ ۵۱۷ز مرد کار، دل روزگار می لرزد
  5. شمارهٔ ۵۱۸ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
  6. شمارهٔ ۵۱۹تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد
  7. شمارهٔ ۵۲۰فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
  8. شمارهٔ ۵۲۱خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.