پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۶

زد آتش در دلم چون شمع، دیدار این چنین باید

نگه در دیدهٔ تر سوخت، رخسار این چنین باید

تپد دل در بر از طرز خرام تازه شمشادش

غبارم را به شور آورده، رفتار این چنین باید

خمارآلودهٔ منّت نیم از ساغر و مینا

شرابم خون، دلم پیمانه، خمّار این چنین باید

ز شمع کلبه ام باشد شرر در سنگ روشن تر

سیه روزان هجران را شب تار این چنین باید

حزین از دامن پاک نفس، صیقل زدی دل را

غبار از خاطر ما رفت، گفتار این چنین باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۸در خاره، خدنگ نگهت کار نماید
  2. شمارهٔ ۵۰۹رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
  3. شمارهٔ ۵۱۰عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
  4. شمارهٔ ۵۱۱مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند
  5. شمارهٔ ۵۱۲من چشمم و عالم همه خار است ببینید
  6. شمارهٔ ۵۱۳خمارین نرگسش، می در رگ خمّار نگذارد
  7. شمارهٔ ۵۱۴سبک از جا رود، هرکس که با ما یار می‌گردد
  8. شمارهٔ ۵۱۵خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.