پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱

معشوق اگر میل وفا داشته باشد

عاشق چه غم از جور و جفا داشته باشد.

برخاست ز چشمش پی خونریز، نگاهی

تا در نظر آن شوخ که را، داشته باشد

کم می رسد آواز دل از ضعف به گوشم

در پرده ندانم چه نوا داشته باشد

در مملکت حسن تو با شانه سری نیست

تا طرّه که را، نافه گشا داشته باشد

جان می طلبد از من شوریده خیالت

ویرانه ندیدیم گدا داشته باشد

کو تیغ که تا فرق فلک را بشکافیم؟

تا چند مرا از تو جدا داشته باشد؟

در سینهٔ دل سوختگان جای نفس نیست

دوزخ چه خیال است هوا داشته باشد؟

ما هم نفس آینه ی زانوی خویشیم

یک سینه ندیدیم صفا داشته باشد

کاش آن رخ افروخته گاهی به ترحّم

شمعی به مزار شهدا داشته باشد

کوتاهی اگر می کنم از ناله عجب نیست

یک دل چقدر آه رسا داشته باشد؟

با مهر تو شبنم صفت از خویش بریدیم

خود را چه کند آنکه تو را داشته باشد؟

در بتکده دل صنمی نیست حزین را

تا کعبه که را خانه خدا داشته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۳از آن بر گرد دنیا چشم عشرت کیش می گردد
  2. شمارهٔ ۵۰۴مباحث نظری مرد داد می خواهد
  3. شمارهٔ ۵۰۵دارم از عشق و جنون سلسله جنبانی چند
  4. شمارهٔ ۵۰۶زد آتش در دلم چون شمع، دیدار این چنین باید
  5. شمارهٔ ۵۰۷موج حیات از آن گل رخساره نگسلد
  6. شمارهٔ ۵۰۸در خاره، خدنگ نگهت کار نماید
  7. شمارهٔ ۵۰۹رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
  8. شمارهٔ ۵۱۰عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.