پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۸

سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید

غنچه بی روی تو پیکان، به نظر می آید

شده رسوایی ما، پردهٔ عریانی ما

سینهٔ چاک، گریبان به نظر می آید

دل از آسایش دوران نشود جمع مرا

زلف ایام، پریشان به نظر می آید

پرده حسن شده بر رخ مقصود نقاب

این چو از دیده رود، آن به نظر می آید

نگذری سرسری از دفتر ایجاد حزین

مشکل آنجاست که آسان به نظر می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۰خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
  2. شمارهٔ ۴۹۱نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
  3. شمارهٔ ۴۹۲پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد
  4. شمارهٔ ۴۹۳بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد
  5. شمارهٔ ۴۹۴کدامین آتشین رخسار گرم خودنمایی شد؟
  6. شمارهٔ ۴۹۵به سنگ حادثه خونم چو پایمال شود
  7. شمارهٔ ۴۹۶ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد
  8. شمارهٔ ۴۹۷نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.