پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۷

آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد

غنچه را جام شکفتن، لب خندان تو داد

بامدادان نکنم پاره گریبان، چه کنم؟

سینه ی صبح نشانی ز گریبان تو داد

عمرها در طلب چشمهٔ حیوان بودم

خضر شد خط و سراغم به زنخدان تو داد

خنده بر صبح زدی عشرت هر روزهٔ من

سر به جانم غم عالم، شب هجران تو داد

کرده سرمست زلالی می ریحانی تو

نم فیضی به سفالم خط ریحان تو داد

شور سودا به سرم زلف پریشان تو ریخت

پیچ و تابی به سرم ، طرّه پیچان تو داد

می دمد از قلمت صور سرافیل حزین

محشر، آشوب خود امروز به دیوان تو داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۹خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
  2. شمارهٔ ۴۹۰خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
  3. شمارهٔ ۴۹۱نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
  4. شمارهٔ ۴۹۲پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد
  5. شمارهٔ ۴۹۳بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد
  6. شمارهٔ ۴۹۴کدامین آتشین رخسار گرم خودنمایی شد؟
  7. شمارهٔ ۴۹۵به سنگ حادثه خونم چو پایمال شود
  8. شمارهٔ ۴۹۶ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.