پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۳

بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد

گلبن ز نو آراسته شد، مرغ نوا زد

دل شور برآورد ز آسوده مزاجان

زاشفته صفیری که در آن زلف دوتا زد

در مهد گران خواب عدم بود دو عالم

آن روز که ما را ستم عشق صلا زد

هر دل که به سیلاب جنون خانه نپرداخت

آلودگی ای داشت، در خوف و رجا زد

در شهر فنا، شحنه غیور است، حذر کن

هرکس که سرافراخت، به شمشیر فنا زد

جایی که غم عشق بود مهر پدر چیست؟

یعقوب خمش گشت و دلم وا اسفا زد

دست هوس از نعمت کونین کشیدیم

این همّت مردانه به عالم سرپا زد

در نکته حزین نقش حریفی چو تو ننشست

هرجا رقمی زد نی کلک تو، به جا زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۵به سنگ حادثه خونم چو پایمال شود
  2. شمارهٔ ۴۹۶ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد
  3. شمارهٔ ۴۹۷نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
  4. شمارهٔ ۴۹۸زاهد از حلقهٔ ما چون دگران برخیزد
  5. شمارهٔ ۴۹۹بهار جلوه چون ره برگلستان تو اندازد
  6. شمارهٔ ۵۰۰شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیرد
  7. شمارهٔ ۵۰۱معشوق اگر میل وفا داشته باشد
  8. شمارهٔ ۵۰۲سحاب خامه من جز در خوشاب ندارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.