پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۵

ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد

آمد ادبار درین کوچه و اقبالی کرد

نیست امروز عجب گر غمش از شادی ماست

آنکه دی از غم ما آن همه خوشحالی کرد

گرچه دریا نشود خشک به تردستی ابر

در غمت ریزش مژگان دل ما خالی کرد

سرشویده ی من باج ز مجنون گیرد

عشق در مملکت درد، مرا والی کرد

پیر ما را به جهان بخت جوان شد چو شراب

شوخی عهد صبا را به کهنسالی کرد

مرحبا عشق کزو قطرهٔ ما دریا شد

دل ما را صدف گوهر اجلالی کرد

مرغ گلشن ز تو شیون مگر آموخت حزین

که سحر ناله به طرزی که تو می نالی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۷آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
  2. شمارهٔ ۴۸۸سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
  3. شمارهٔ ۴۸۹خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
  4. شمارهٔ ۴۹۰خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
  5. شمارهٔ ۴۹۱نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
  6. شمارهٔ ۴۹۲پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد
  7. شمارهٔ ۴۹۳بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد
  8. شمارهٔ ۴۹۴کدامین آتشین رخسار گرم خودنمایی شد؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.