پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

بر سر تربتم آن نوگل خندان آرید

سست پیمان مرا بر سر پیمان آرید

چاک این سینه به دامان قیامت رفته ست

تاری از زلفش و آن سوزش مژگان آرید

دل بود منتظر و شوق نمی آید باز

هدهد شهر سبا را به سلیمان آرید

زهد و تقوا به در آرید سر، از خرقهٔ من

کفر زلفی به کفم آمده، ایمان آرید

موقع شادی اصحاب و غم اغیار است

محرمان را به سراپردهٔ سلطان آرید

باده نوشان مغان، دیدهٔ انجم شور است

نور چشم قدح از کوری ایشان آرید

بادهٔ سرختر از خون سیاووش کجاست؟

که رخ زرد مرا رنگ به عنوان آرید

چه شود خاطر آشفتهٔ ما جمع شود؟

خبری از سر آن زلف پریشان آرید

خامه شکّرشکن از عارف روم است حزین

طوطیان را به صلا در شکرستان آرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد
  2. شمارهٔ ۴۸۱کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟
  3. شمارهٔ ۴۸۲کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
  4. شمارهٔ ۴۸۳نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
  5. شمارهٔ ۴۸۴من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
  6. شمارهٔ ۴۸۵ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
  7. شمارهٔ ۴۸۶باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
  8. شمارهٔ ۴۸۷آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.