پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۷

خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد

شبیخونی نگاهت برسربخت نژند آرد

شب بختم چو شمع ازداغ عشقت صبح محشرشد

چها تا برسرمن طالع فیروزمند آرد

به این آشفته حالیهای خود امّیدها دارم

پریشان طره ای شاید دلم را درکمند آرد

به فرمان عشق آتش دست را درگرمی بزمت

پی دفع گزند، از دانهٔ دل‌ها سپند آرد

شب هجران سپاه درد را شور حزین تو

درفش کاویان از نالهٔ مشکین پرند آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۹اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیرد
  2. شمارهٔ ۴۸۰پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد
  3. شمارهٔ ۴۸۱کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟
  4. شمارهٔ ۴۸۲کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
  5. شمارهٔ ۴۸۳نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
  6. شمارهٔ ۴۸۴من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
  7. شمارهٔ ۴۸۵ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
  8. شمارهٔ ۴۸۶باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.