پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

تابی به سر زلف زد و طرّه به خم داد

اسباب پریشانی ما دست به هم داد

ناقوس صنم خانهٔ دل ناله برآورد

چاک عجبی سر به گریبان حرم داد

حسرت شکن ذائقه اشکی ست گلوسوز

نو بادهٔ شیرین، مزهٔ نخل الم داد

فریاد که زاد سفر از خویش ندارم

مطرب ره دوری زد و ساقی می کم داد

عشق است گر افکنده به دل لنگر تمکین

گردون ز گران سنگی این بار، شکم داد

از زهرهٔ شیر آب خورد بیشهٔ معنی

آسان نتوان عرصه به یکران قلم داد

دارایی عشق است که از کلک و دواتم

درکشور پرشور سخن، طبل و علم داد

مژگان تو گرد از دو جهان خواست برآرد

دامان به میان برزد و فرمان به ستم داد

هرگه که به یاد دهنت غنچه نشستم

اندیشه مرا سر به بیابان عدم داد

چون شمع ز هجران تو در آتش و آبم

برقی به رگ و ریشه زد و دیده به نم داد

بر عشق در دیر و حرم هر دو گشوده ست

مشرب به زبانم صمد و دل به صنم داد

غفلت زده عالم آب است چو ماهی

آن را که غلط بخشی ایام، درم داد

پرگشت حزین ازگهرم جیب دو عالم

خجلت قلم من، به رگ ابر کرم داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸بر سر تربتم آن نوگل خندان آرید
  2. شمارهٔ ۴۷۹اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیرد
  3. شمارهٔ ۴۸۰پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد
  4. شمارهٔ ۴۸۱کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟
  5. شمارهٔ ۴۸۲کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
  6. شمارهٔ ۴۸۳نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
  7. شمارهٔ ۴۸۴من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
  8. شمارهٔ ۴۸۵ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.