پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

اهل قلم فراغت دنیا نمی‌کنند

کاری که دست می‌کند اعضا نمی‌کنند

تیغ برهنه است کسی کز طمع برید

آزادگان به خلق مدارا نمی‌کنند

بی‌آرزو شود دل بی‌آرزو نصیب

این است دولتی که تمنّا نمی‌کنند

بر دامن رضاست سر خستگان عشق

افتاده‌اند و تکیه به دنیا نمی‌کنند

گل نشکفد ز گلبن افسرده‌خاطران

تا ابر دیده را چمن‌آرا نمی‌کنند

روی نگاه عجز ندارند عاشقان

سر زیر تیغ آن مژه بالا نمی‌کنند

نقد است قسمت همه دل‌ها ز جور تو

ارباب جود وعده به فردا نمی‌کنند

خاک مراد دیده‌وران است گرد غم

این خاک را به کاسهٔ دنیا نمی‌کنند

بینا نمی‌شود دل شوریدگان حزین

تا دیده را نقاب تماشا نمی‌کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آید
  2. شمارهٔ ۴۷۶تابی به سر زلف زد و طرّه به خم داد
  3. شمارهٔ ۴۷۷خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد
  4. شمارهٔ ۴۷۸بر سر تربتم آن نوگل خندان آرید
  5. شمارهٔ ۴۷۹اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیرد
  6. شمارهٔ ۴۸۰پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد
  7. شمارهٔ ۴۸۱کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟
  8. شمارهٔ ۴۸۲کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.