پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می‌گردد

ز برق تیشهٔ من کوه آهن آب می‌گردد

ز بس در خود پی آن گوهر نایاب می‌گردم

گریبان من از سرگشتگی گرداب می‌گردد

به یاد روی آن گل‌پیرهن شب چون کشم آهی

کتان طاقتم را پرتو مهتاب می‌گردد

چه سازد با دل افسردگان شور و نوای من؟

نمک در دیدهٔ غافل‌نهادان خواب می‌گردد

حزین از جوی خاطر سرو کلک جلوه زیب من

چه خون‌ها می‌خورد تا مصرعی سیراب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹عشق آمد و از سینهٔ من دود برآورد
  2. شمارهٔ ۴۷۰از حرف سست توبه، لب را گزید باید
  3. شمارهٔ ۴۷۱ز فیض روی تو خط کامیاب می باشد
  4. شمارهٔ ۴۷۲ساقی چه شد که آتش موسی ز می کند؟
  5. شمارهٔ ۴۷۳اهل قلم فراغت دنیا نمی‌کنند
  6. شمارهٔ ۴۷۴گر دل سر شکایت دیرینه واکند
  7. شمارهٔ ۴۷۵بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آید
  8. شمارهٔ ۴۷۶تابی به سر زلف زد و طرّه به خم داد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.