پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶

تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد

پا از گلیم ناز چو زلفت دراز کرد

پیچید بوی جان، به دماغ دلم ز دور

مشاطهٔ صبا سرِ زلفت چو باز کرد

کونین را چو مردم چشمم به خون نشاند

آه این چه نغمه بود که عشق تو ساز کرد؟

چشمت به یک کرشمه به روی دلم گشود

هر در که بخت بر رخ جانم فراز کرد

زاهد به ذوق سجدهٔ محراب ابروبت

در کعبه رو به قبلهٔ کویَت نماز کرد

محمود را چو قطع تعلّق شد از حیات

پیوند جان به رشتهٔ زلف ایاز کرد

با ابروی تو پشت به پشت است در جفا

چشمت که دست فتنه در آغوش ناز کرد

چون جان برد ز شست نگاهت دل حزین ؟

نتوان ز زخم تیر قضا احتراز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۸عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد
  2. شمارهٔ ۴۶۹عشق آمد و از سینهٔ من دود برآورد
  3. شمارهٔ ۴۷۰از حرف سست توبه، لب را گزید باید
  4. شمارهٔ ۴۷۱ز فیض روی تو خط کامیاب می باشد
  5. شمارهٔ ۴۷۲ساقی چه شد که آتش موسی ز می کند؟
  6. شمارهٔ ۴۷۳اهل قلم فراغت دنیا نمی‌کنند
  7. شمارهٔ ۴۷۴گر دل سر شکایت دیرینه واکند
  8. شمارهٔ ۴۷۵بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.