پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

هرکس به خاک میکده مست و خراب مُرد

آسوده از ثواب و خلاص از عذاب مرد

چشمی به دور دهر سیه کاسه سیر نیست

اسکندرش به حسرت یک جرعه آب مُرد

اوضاع زشت عالم دون دیدنی نبود

آسوده آنکه در شب مستی به خواب مُرد

از جور بی حساب تو جاوید زنده ایم

زاهد ز بیم پرسش روز حساب مُرد

خون بی بهاست عاشق حاضر جواب را

جان خواست از حزین لب او، در جواب مُرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵چه شد یا رب که ابر نوبهاران برنمی خیزد؟
  2. شمارهٔ ۴۶۶تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد
  3. شمارهٔ ۴۶۷ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می‌گردد
  4. شمارهٔ ۴۶۸عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد
  5. شمارهٔ ۴۶۹عشق آمد و از سینهٔ من دود برآورد
  6. شمارهٔ ۴۷۰از حرف سست توبه، لب را گزید باید
  7. شمارهٔ ۴۷۱ز فیض روی تو خط کامیاب می باشد
  8. شمارهٔ ۴۷۲ساقی چه شد که آتش موسی ز می کند؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.