پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۰

شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد

چو گردباد به گردت غبار من گردد

به رهگذار تو چندان رخ امید نهم

که وعده ات خجل از انتظار من گردد

به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانی

اگر دلت خبر از خار خار من گردد

شکوه عشق نگر کز ره فتادگیم

اجل کناره کند گر دچار من گردد

خدا کند که از آن تیغ آبدار حزین

شکفته روییِ زخمِ بهارِ من گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۲تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟
  2. شمارهٔ ۴۶۳هرکس به خاک میکده مست و خراب مُرد
  3. شمارهٔ ۴۶۴جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
  4. شمارهٔ ۴۶۵چه شد یا رب که ابر نوبهاران برنمی خیزد؟
  5. شمارهٔ ۴۶۶تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد
  6. شمارهٔ ۴۶۷ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می‌گردد
  7. شمارهٔ ۴۶۸عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد
  8. شمارهٔ ۴۶۹عشق آمد و از سینهٔ من دود برآورد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.