پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۴

به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد

شهید خنجر مژگان شدن اجر دگر دارد

به دور آسمان افتادگان را نیست امّیدی

مگر ما را ز خاک آن حلقهٔ فتراک بردارد

نمی آرد برون هرگز سر از صبح قیامت هم

که می گوید شب حسرت نصیبی ها سحر دارد؟

به کوی عشق یک طرار می باشد، خبر دارم

به هر جا گم شود دل، طرهٔ شب زو خبر دارد

حزین نیم بسمل را به طالع نیست پروازی

که این بلبل قفسها در شکنج بال و پر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۶دهد ساقی اگر ساغر چنین، مخمور نگذارد
  2. شمارهٔ ۴۴۷کجا پاس حجاب از زاهد بی‌پیر می‌آید؟
  3. شمارهٔ ۴۴۸نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد
  4. شمارهٔ ۴۴۹ز چابک دستی دل، در کفم خارا زبون افتد
  5. شمارهٔ ۴۵۰ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد
  6. شمارهٔ ۴۵۱دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود
  7. شمارهٔ ۴۵۲زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود
  8. شمارهٔ ۴۵۳با خاطر افسرده دلان چند توان بود؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.