پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۸

چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟

اریک دو جرعه مست و خرابم نمی کند؟

آن ماهیم که از تف عشق تو سینه ام

دریای آتش است و کبابم نمی کند

آسودهٔ فسانهٔ شوریده مغزیم

غوغای حشر چارهٔ خوابم نمی کند

مهرم، که باد را به چراغم گذار نیست

چرخم که سیل فتنه خرابم نمی کند

غافل چراست این همه ساقی ز کار من؟

افشرده است و باده ی نابم نمی کند

محرومتر مباد کس از من به عاشقی

رنجیده آن نگاه و عتابم نمی کند

نه خار رهگذار و نه خاک قدم حزین

آن سرگران به هیچ حسابم نمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۰مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
  2. شمارهٔ ۴۴۱از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
  3. شمارهٔ ۴۴۲به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
  4. شمارهٔ ۴۴۳غم توگونه ی گلنار را کهربا سازد
  5. شمارهٔ ۴۴۴به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد
  6. شمارهٔ ۴۴۵عذار ساده اش خط غباری در نظر دارد
  7. شمارهٔ ۴۴۶دهد ساقی اگر ساغر چنین، مخمور نگذارد
  8. شمارهٔ ۴۴۷کجا پاس حجاب از زاهد بی‌پیر می‌آید؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.