پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد

ز بوی گل، دماغم فکر دامن چیدنی دارد

ز هم چون بگسلد شیرازهٔ دفتر ، بهاران را،

ورق گرداندن برگ خزان هم دیدنی دارد

به کار هستی بی اعتبارش حیرتی دارم

که صبح باد پیما فرصت خندیدنی دارد

دل تفسیدهای دارم ز مخموری، بیا ساقی

به کشت تشنگان، ابر قدح باریدنی دارد

هوا شبنم فشان شد از بهار و خاک تردامن

کنون در پیش پای توبه ها لغزیدنی دارد

کند قمری ز سرو و بلبل از گل قصه پردازی

دهان نغمه سنجان چمن بوسیدنی دارد

حزین افسانه کوته کن گران خوابان غفلت را

سخن چون پرده را نازک کند، سنجیدنی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴به خون هر چند دستی غمرهٔ بیدادگر دارد
  2. شمارهٔ ۴۴۵عذار ساده اش خط غباری در نظر دارد
  3. شمارهٔ ۴۴۶دهد ساقی اگر ساغر چنین، مخمور نگذارد
  4. شمارهٔ ۴۴۷کجا پاس حجاب از زاهد بی‌پیر می‌آید؟
  5. شمارهٔ ۴۴۸نه تاب دوری و نه طاقت دیدار می باشد
  6. شمارهٔ ۴۴۹ز چابک دستی دل، در کفم خارا زبون افتد
  7. شمارهٔ ۴۵۰ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد
  8. شمارهٔ ۴۵۱دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.