پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۲

من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد

جان بندهٔ آن تیغ که چاکی به دل آرد

زلف تو شبیخون به بتان چگل آرد

سیلی که رسد از سر کوی تو، دل آرد

بستیم ز خجلت ره قاصد که مبادا

پیغام وفایی ز تو پیمان گسل آرد

در محفلت از آتش دل غیرت شمعم

از بس که مرا ناله به لب متّصل آرد

خالیست کنارم ز گل، آن گریه کجا رفت؟

کز دیدهٔ آغشته به خون، لخت دل آرد

آلوده حزین ، از تن خاکی ست روانم

سیلی که به ویران فتدش راه،گل آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۴نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد
  2. شمارهٔ ۴۳۵خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
  3. شمارهٔ ۴۳۶دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
  4. شمارهٔ ۴۳۷سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
  5. شمارهٔ ۴۳۸چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
  6. شمارهٔ ۴۳۹صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
  7. شمارهٔ ۴۴۰مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
  8. شمارهٔ ۴۴۱از عشق، تن سوخته جانان گله دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.