پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

شور سودای تو در کودکی، استادم بود

کوه و صحرا همه جا عرصهٔ فریادم بود

سختی هجر، نزد شیشهٔ ناموس به سنگ

قاف تا قاف جهان بزم پریزادم بود

رم آهوی ختن پیش دلم زانو زد

سینه تا جلوه گه شوخی صیّادم بود

ترک یادآوریش دفتر نسیانم داد

آه اگر عهد فراموشی او یادم بود

نعل وارون من از حلقهٔ گیسوی کسی ست

که سری با شکن طرّهٔ شمشادم بود

پیر شوریده سر صومعهٔ قدس منم

یاد آن سلسله مو، حلقهٔ اورادم بود

چشم بیدادگری، جرعه به خونم می زد

مژه در قبضهٔ او، خنجر فولادم بود

چارهٔ عقدهٔ خاطر نتوانستی کرد

چون جرس در کف اگر پنجهٔ فولادم بود

شب که این تازه غزل نقش، حزین ، می بستم

قلمی سوخته از خامهٔ بهزادم بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳تن دیده اند از من و جانم ندیده اند
  2. شمارهٔ ۴۳۴نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد
  3. شمارهٔ ۴۳۵خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
  4. شمارهٔ ۴۳۶دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
  5. شمارهٔ ۴۳۷سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
  6. شمارهٔ ۴۳۸چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
  7. شمارهٔ ۴۳۹صباح وصل به بختم اثر چه خواهدکرد؟
  8. شمارهٔ ۴۴۰مطرب ره مستی زد هشیار نباید شد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.