پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶

کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید

نارسا طالع چاکی که به دامان نرسید

دل بر آن شبنم لب تشنه مرا می سوزد

که به سرچشمهٔ خورشید درخشان نرسید

تا به پای علم دار نیاوردش عشق

سر شوریدهٔ منصور به سامان نرسید

شمع بالین من خسته شد آن گاه رخش

کز ضعیفی نگهم تا سر مژگان نرسید

چشم دارم که رسد گریهٔ مستانه به داد

گر به سرمنزل ما سیل بهاران نرسید

دیده دیری ست که در راه غبار در توست

نکهت مصر سفر کرد و به کنعان نرسید

من گرفتم به قفس تن زنم از دوری گل

چون ننالم که فغانم به گلستان نرسید؟

نگه عجز عجب قوّت تقریری داشت

این ستم شد که به آن چشم سخندان نرسید

نفس صبح قیامت علم افراشت حزین

شب افسانهٔ ما خوش که به پایان نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۸پای بستند و ره سعی نشانم دادند
  2. شمارهٔ ۴۲۹عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
  3. شمارهٔ ۴۳۰بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
  4. شمارهٔ ۴۳۱شور سودای تو در کودکی، استادم بود
  5. شمارهٔ ۴۳۲من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد
  6. شمارهٔ ۴۳۳تن دیده اند از من و جانم ندیده اند
  7. شمارهٔ ۴۳۴نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد
  8. شمارهٔ ۴۳۵خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.