پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۹

عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد

هر غباری ست ز آیینه فراموشش باد

دامن مرحمت دولت ساقیست فراخ

جرم من پردگی خلق خطاپوشش باد

یا رب آشفته مکن طرهاش از زاری دل

آه دوشینهٔ من خواب فراموشش باد

از سر زلف، دل خام طمع در تاب است

سر شوریده دلان محرم آغوشش باد

چشم دل پرده گشای گل مستورش شد

گوش جان نکته نیوش لب خاموشش باد

کشد از خونم اگر باده، حلالش باشد

زند از شیرهٔ جان ساغر اگر، نوشش باد

بلبل کلک حزین کز سخن آهنگان است

نغمه سنج سمن صبح بناگوشش باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۱شور سودای تو در کودکی، استادم بود
  2. شمارهٔ ۴۳۲من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد
  3. شمارهٔ ۴۳۳تن دیده اند از من و جانم ندیده اند
  4. شمارهٔ ۴۳۴نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد
  5. شمارهٔ ۴۳۵خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
  6. شمارهٔ ۴۳۶دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
  7. شمارهٔ ۴۳۷سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد
  8. شمارهٔ ۴۳۸چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.