پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟

در فیضی به دل، از مصر لقا بگشایند

ای خوش آن وقت که در دامن شب های دراز

شب نشینان گره از زلف دوتا بگشایند

دیدن حسن دل افروز تو را دیده کم است

دل به روی تو جدا، دیده جدا بگشایند

صرف شیرازهٔ اوراق پر و بال شود

گر اسیران تو را بند ز پا بگشایند

کفر و دین را ز میان نقش دویی برخیزد

گر نقاب از رخ آن ماه لقا بگشایند

لب گشا خود به ثنا ور نه سخن پردازان

نتوانند زبان را به سزا بگشایند

راز مستان تو از پرده نیفتد بیرون

لب چو پیمانهٔ پر، کی به صدا بگشایند؟

حلقه بیهوده مزن بر در دل، ای خودبین

در دل را مگر از بهر خدا بگشایند

رهروان گر سخن از دوری این راه کنند

جوی خون از جگر آبله ها بگشایند

می کساد آمده، محراب نشینان، ترسم

در دکّانچهٔ تزویر و ریا بگشایند

توتیا شد به ره خوش نگهان پیکر ما

بود آیا نظر لطف و عطا بگشایند؟

کعبه در میکده از مغ بچگان گر طلبی

بر رخ دل درِ این دورنما بگشایند

سرّ رازی که بُد از صومعه داران محجوب

در ته میکده مستان به ملا بگشایند

فیض همّت طلب از صحبت بی پا و سران

غنچه خسبان گره از کار صبا بگشایند

هرکجا ساز کنی زمزمهٔ عشق حزین

همه نازک بدنان بند قبا بگشایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
  2. شمارهٔ ۴۳۰بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
  3. شمارهٔ ۴۳۱شور سودای تو در کودکی، استادم بود
  4. شمارهٔ ۴۳۲من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد
  5. شمارهٔ ۴۳۳تن دیده اند از من و جانم ندیده اند
  6. شمارهٔ ۴۳۴نگه، رنگین‌تر از گل می‌کند رویی که او دارد
  7. شمارهٔ ۴۳۵خدا در ماتم آسودگی شادم نگه دارد
  8. شمارهٔ ۴۳۶دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.