پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱

ساقی بگو چکیدهٔ دل در سبو کنند

تا صاف مشربان به خرابات رو کنند

رو از هوس بتاب که مردان راه عشق

محراب طاعت از دل بی آرزو کنند

در کارگاه عشق حریفان سینه چاک

از تار ماهتاب، کتان را رفو کنند

دفع خمار نرگس خوبان نمی شود

خون مرا چو باده اگر در سبو کنند

سازند مشکبو دهن زخم را حزین

حسرت کشان اگر گل داغ تو بو کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۳نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد
  2. شمارهٔ ۴۲۴به کف شاخ ز گل جام رسید
  3. شمارهٔ ۴۲۵خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
  4. شمارهٔ ۴۲۶کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید
  5. شمارهٔ ۴۲۷بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟
  6. شمارهٔ ۴۲۸پای بستند و ره سعی نشانم دادند
  7. شمارهٔ ۴۲۹عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
  8. شمارهٔ ۴۳۰بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.