پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد

فیض چمن، به رخنه دیوار می‌رسد

گردد قبول عذر گریبان پاره‌ام

دستم اگر به دامن دلدار می‌رسد

عیبم مکن که حوصله‌سوز است مستیم

پیمانهٔ نگاه تو، سرشار می‌رسد

آزادگی گزین که ازین دشت پرفریب

گر می‌رسد به جای، سبکبار می‌رسد

دلتنگی از فغان من ای غنچه‌لب چرا؟

یک ناله هم به مرغ گرفتار می‌رسد

دارد امیدوار مرا بخت سبز خویش

آخر به وصل آینه، زنگار می‌رسد

هرگز ندیده است ز دشمن کسی، حزین

آن‌ها که بر من از ستم یار می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
  2. شمارهٔ ۴۲۶کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید
  3. شمارهٔ ۴۲۷بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟
  4. شمارهٔ ۴۲۸پای بستند و ره سعی نشانم دادند
  5. شمارهٔ ۴۲۹عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
  6. شمارهٔ ۴۳۰بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
  7. شمارهٔ ۴۳۱شور سودای تو در کودکی، استادم بود
  8. شمارهٔ ۴۳۲من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.