پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد

کلک مشکین تو از غمزدگان یاد نکرد

می کند آنچه جگرکاو نگاه تو به دل

به رگ جان کسی، نشتر فولاد نکرد

سرو ناز تو که عمر ابدی سایهٔ اوست

یک ره از لطف، خرابی چو من آباد نکرد

کافر بتکده جز مهر رخت قبله نداشت

صوفی صومعه جز ذکر تو اوراد نکرد

کاوش ناخن غم، با جگرم کرد حزین

آنچه در کوهکنی، تیشهٔ فرهاد نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱ساقی بگو چکیدهٔ دل در سبو کنند
  2. شمارهٔ ۴۲۲کاش خضری به من بادیه پیما برسد
  3. شمارهٔ ۴۲۳نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد
  4. شمارهٔ ۴۲۴به کف شاخ ز گل جام رسید
  5. شمارهٔ ۴۲۵خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
  6. شمارهٔ ۴۲۶کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید
  7. شمارهٔ ۴۲۷بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟
  8. شمارهٔ ۴۲۸پای بستند و ره سعی نشانم دادند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.