پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

آنها که خاکِ راهِ تو را توتیا کنند

بی‌پرده گر به دیده درآیی چه‌ها کنند

می‌بینم از تطاول سیمین‌تنانِ شهر

پیراهن صبوری ما را قبا کنند

گردی نمی‌شود ز نمکدان عشق کم

بر خوان او، اگر دو جهان را صلا کنند

رازی که پیر میکده با خلوتی نگفت

می‌ترسمش، به میکده‌ها برملا کنند

خاک سیه به کاسه کند، نافه را ز رشک

خونی که در دل از نگه آشنا کنند

در کیش ما چو سجدهٔ کافر قبول نیست

شکری که منکرانِ محبّت ادا کنند

دردی که در دل است ز خلق جهان مرا

باشد مگر به گوشهٔ عزلت دوا کنند

آنها که باختند به عشق تو نقد جان

یک جلوهٔ تو را دو جهان رونما کنند

جز حرف آشنای لب لعل یار نیست

درسی که کودکان محبّت هجا کنند

وقت است بشکنیم دکان، شیخ شهر را

بت قبله گان، به ما همگی اقتدا کنند

آنها که می‌پرد دلشان در هوای تو

جان را نثارِ مَقدمِ بادِ صبا کنند

شکر صریر خامهٔ جان پرورت حزین

آیا بوَد که پرده‌شناسان ادا کنند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
  2. شمارهٔ ۴۱۸شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
  3. شمارهٔ ۴۱۹لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
  4. شمارهٔ ۴۲۰شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند
  5. شمارهٔ ۴۲۱ساقی بگو چکیدهٔ دل در سبو کنند
  6. شمارهٔ ۴۲۲کاش خضری به من بادیه پیما برسد
  7. شمارهٔ ۴۲۳نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد
  8. شمارهٔ ۴۲۴به کف شاخ ز گل جام رسید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.