پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۷

میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید

لختی از خون جگر خوردن ما یاد کنید

خوش قدان، خسرو وقت اید به اقبال بلند

ملک دل زآن شما شد، ستم آباد کنید

به وفا خاطر عشّاق توان داشت نگاه

به جفا گر نتوانید دلی شاد کنید

من تنک ظرف ستم نیستم و غمزه بخیل

سینه ام را هدف ناوک بیداد کنید

عندلیبان چمن سیر، از آن باغ و بهار

به نسیمی من دلسوخته را یاد کنید

سر چه باشد که دل و جان بفشانید به ذوق

هر چه دارید نثار ره صیاد کنید

می زند جوش حزین از دل آزرده سخن

شیشه بر خاره زدم، صیدِ پریزاد کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۹لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
  2. شمارهٔ ۴۲۰شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند
  3. شمارهٔ ۴۲۱ساقی بگو چکیدهٔ دل در سبو کنند
  4. شمارهٔ ۴۲۲کاش خضری به من بادیه پیما برسد
  5. شمارهٔ ۴۲۳نبود عجب که دیده به دیدار می‌رسد
  6. شمارهٔ ۴۲۴به کف شاخ ز گل جام رسید
  7. شمارهٔ ۴۲۵خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
  8. شمارهٔ ۴۲۶کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.