پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

چند پرسی نگهش با دل افگار چه کرد

برق بی باک عیان است که با خار چه کرد

در بساطم اثری از دل و دین نیست به جا

به من ساده دل آن طرّهٔ طرّار چه کرد

گر بگویم، دل سنگین صدف گردد آب

که به روشن گهران چرخ جفاکار چه کرد

جلوه در خانهٔ آیینه به خود ننمایی

گر بدانی که به دل حسرت دیدار چه کرد

گر بگویم، رگ خوابت بگدازد چون شمع

که شب هجر تو با دیده بیدار چه کرد

زآنچه جز مذهب عشق است بپردازی دل

گر بدانی که به من سبحه و زنّار چه کرد

کرد داغم، نگه زاهد خاموش حزین

چه بگویم به من این صورت دیوار چه کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟
  2. شمارهٔ ۴۱۱بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد
  3. شمارهٔ ۴۱۲کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟
  4. شمارهٔ ۴۱۳سر زلفی به عالم دام کردند
  5. شمارهٔ ۴۱۴اشکم نمک به دامن ناسور می کند
  6. شمارهٔ ۴۱۵آنها که خاکِ راهِ تو را توتیا کنند
  7. شمارهٔ ۴۱۶لبت به پیرهن تنگ غنچه خار کند
  8. شمارهٔ ۴۱۷میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.