پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد

بلی ویرانه جز سیلاب معماری نمی دارد

به کف چیزی ندارم تا نثار مقدمت سازم

که در راهت دل و جان قدر و مقداری نمی دارد

حلاوت نیست در گفتار آن شکرشکن طوطی

که منظور نظر، آیینه رخساری نمی دارد

به هرکشور وفا را عمرها شد عرضه می دارم

متاع بی بهای ما خریداری نمی دارد

سرم را همچو خاتم غیر زانو نیست بالینی

گرفتار غم عشق تو غمخواری نمی دارد

به دست عشق می باشد، رگ جانهای معشوقان

کدامین شاخ گل در پای خود خاری نمی دارد

نبخشد دل فروغی تیره روزی های بختم را

سواد زلف او چون من شب تاری نمی دارد

سرم بادا حزین خاک در آن خانه پردازی

که بر دوش کسی زآزادگی باری نمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
  2. شمارهٔ ۳۹۵دلِ شاد، رند می آشام دارد
  3. شمارهٔ ۳۹۶دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا دارد
  4. شمارهٔ ۳۹۷طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد
  5. شمارهٔ ۳۹۸نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
  6. شمارهٔ ۳۹۹دل در خم زلف او سودای دگر دارد
  7. شمارهٔ ۴۰۰حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد
  8. شمارهٔ ۴۰۱مرغ اسیری که زخم خار ندارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.