پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود

جان را کسی به هر چه خرد، رایگان بود

حکم نگاه مست تو ای سیل عقل و دین

چون موج باده، در دل رگها روان بود

غافل - ز نشئهٔ عشق کهن اسان

چندانکه سالخورده شود، نوجوان بود

یا رب مباد در کف زال فلک اسیر

شهباز همّتی که بلند آشیان بود

مشکل حکایتی ست که فکر طبیب عشق

عاجز به چارهٔ دلِ نامهربان بود

آگه کسی چو من ز دل سخت چرخ نیست

آهم چو صبح، هم نفس آسمان بود

باشد به لفظ، الفت معنی حزین درست

تا این شکسته پا قلمت، در میان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
  2. شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
  3. شمارهٔ ۳۹۲به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
  4. شمارهٔ ۳۹۳گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
  5. شمارهٔ ۳۹۴به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
  6. شمارهٔ ۳۹۵دلِ شاد، رند می آشام دارد
  7. شمارهٔ ۳۹۶دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا دارد
  8. شمارهٔ ۳۹۷طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.