پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟

چو نامه در کف ما برگ تاک خواهد بود

ز دستبرد نگاهت، چو صبح روشن شد

که تا به حشر، مرا سینه چاک خواهد بود

زبان شانه سر حرف کی به چنگ آرد؟

چنین که طرّه تو را، تابناک خواهد بود

چرا به سجدهٔ اهریمنان به خاک نهی

سری که در قدم دوست خاک خواهد بود؟

حزین اگر رخ ساقی عرق فشان گردد

تو را ز دل صدف سینه پاک خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
  2. شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
  3. شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
  4. شمارهٔ ۳۹۲به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
  5. شمارهٔ ۳۹۳گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
  6. شمارهٔ ۳۹۴به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
  7. شمارهٔ ۳۹۵دلِ شاد، رند می آشام دارد
  8. شمارهٔ ۳۹۶دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.