پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود

شبنم، سپند مجمر گلهای باغ بود

از بس نگاه از آن گل رو آب و تاب داشت

اشکی که ریختم گهر شبچراغ بود

رفت الفت وطن به خرابات از دلم

ساقی غریب پرور و می در ایاغ بود

شد خون گرم مرهم کافور زخم ما

در شور عشق پنبه نمکدان داغ بود

هرجا که بوی یوسفی از پیرهن دمید

چشم سفید گشتهٔ من در سراغ بود

مستی نگر، که ذوق صفیرم ز دل نرفت

در گلشنی که بلبل خوش نغمه زاغ بود

نگذاشت جوش ناله غبار غمی به دل

از فیض نغمه، مطرب ما تر دماغ بود

صیّاد عشق را سر دام و قفس کجاست؟

پروانه پرشکستهٔ پای چراغ بود

چون غنچه سر به جیب چو بردم به بوی تو

از جوش رنگ، دیده به گلگشت باغ بود

در بیضه عندلیب شود خوش نوا حزین

طفلان عشق را ز دبستان فراغ بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
  2. شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
  3. شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
  4. شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
  5. شمارهٔ ۳۹۲به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
  6. شمارهٔ ۳۹۳گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
  7. شمارهٔ ۳۹۴به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
  8. شمارهٔ ۳۹۵دلِ شاد، رند می آشام دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.