پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود

خونابهٔ آغشته به لخت جگری بود

در دام تو افشاندم و آزاد نشستم

اسباب گرفتاری ما مشت پری بود

چون شمع ز سرمایهٔ هستی به بساطم

سامان سبک خیزی آه سحری بود

جز گوشهٔ امن دل ارباب توکل

هر جا که گرفتیم خبر، شور و شری بود

جمعیّت خاطر نشد آماده حزین را

هر پاره دلش درکف بیدادگری بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟
  2. شمارهٔ ۳۸۸حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
  3. شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
  4. شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
  5. شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
  6. شمارهٔ ۳۹۲به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
  7. شمارهٔ ۳۹۳گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
  8. شمارهٔ ۳۹۴به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.