پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

امشب که دل در آتش آن گلعذار بود

هر موی بر تنم رگ ابر بهار بود

غافل نمود چهره و دیدار، رو نداد

چشمی که داشتم به ره انتظار بود

محرومی وصال همین در فراق نیست

تا یار بود دیده به حیرت دچار بود

امروز طبع در پی فکر بلند نیست

شهباز ما همیشه همایون شکار بود

آن شاخ گل ز حال که پرسد درین چمن؟

چون من هزار عاشق بی اعتبار بود

ای گریه گرد غم ننشاندی چه فایده؟

بسیار خاطرم به تو امّیدوار بود

نبود به غیر سینهٔ خونین دلان حزین

دشتی که لاله اش جگر داغدار بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود
  2. شمارهٔ ۳۸۷ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟
  3. شمارهٔ ۳۸۸حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
  4. شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
  5. شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
  6. شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
  7. شمارهٔ ۳۹۲به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
  8. شمارهٔ ۳۹۳گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.