پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود

دوری که خوش گذشت به ما، دور جام بود

ساقی ز خود شدیم، شرابی به کار نیست

مستانه جلوه های تو ما را تمام بود

از بس گذشت بی تو به ما تیره، روزگار

روشن نشد که روز و شب ما کدام بود

دوشم نمود باغ نوی، رنگ آل تو

جستم ز خواب، بوی گلم در مشام بود

باشد به روز رفتهٔ عمرم امیدها

دیدم چو صبح دولت پروانه شام بود

حرف الف نبود همان در میان حزین

در دل خیال قامت آن خوش خرام بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
  2. شمارهٔ ۳۸۴امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
  3. شمارهٔ ۳۸۵در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
  4. شمارهٔ ۳۸۶امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود
  5. شمارهٔ ۳۸۷ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟
  6. شمارهٔ ۳۸۸حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
  7. شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
  8. شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.