پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

محرومی وصال تو دل را نوید بود

صبح امید آینه، چشم سفید بود

در دیده می تپید چو بسمل به خون دل

کز تیغ دوری تو نگاهم شهید بود

شب داشتیم بزم خوشی با خیال تو

هوشم خراب بادهٔ گفت و شنید بود

بر ما گذشت و بگذرد امّا ز حق مرنج

کز شیوهٔ وفای تو دوری بعید بود

ساقی بیا که پیری و مخموریم بلاست

دل از تو شیر مست شراب امید بود

می داد می، به کشتی افلاک جبرئیل

جایی که پیر میکد هٔ ما مرید بود

یا رب که آب میکده از ما دریغ داشت؟

مفتی درین معامله گویا یزید بود

یعقوب اگر ز یوسف خود داشت آگهی

پیراهنش ز پردهٔ چشم سفید بود

دلها شکفته می شود از گفتگوی عشق

درهای بسته را نفس ما کلید بود

اشکم که داشت آینهٔ خسروی حزین

امّیدوار یک نظر اهل دید بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
  2. شمارهٔ ۳۸۳همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
  3. شمارهٔ ۳۸۴امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
  4. شمارهٔ ۳۸۵در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
  5. شمارهٔ ۳۸۶امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود
  6. شمارهٔ ۳۸۷ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟
  7. شمارهٔ ۳۸۸حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
  8. شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.