پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند

آتشی بود که در خرمن پندار زدند

عاشقان را نرسد غیرگل داغ، چو شمع

آتشین لاله درین بزم به دستار زدند

حال جان سوختگان، سوخته جانان دانند

رهروان، زابله آبی به خس و خار زدند

عید دیدار مبارک به جگر سوختگان

که عجب نقشی از آن روی عرق بار زدند

شد چو پیراهن فانوس فروزان به نظر

آستینی که به مژگان شرر بار زدند

خال مشکین تو را زد چو رقم کلک قضا

داغ حسرت به دل نافهٔ تاتار زدند

داغ دل خوش، که صفیری به خراش جگرم

دوش در حلقهٔ مرغان گرفتار زدند

خوش بهشتی ست غم عشق که مرغان اسیر

در قفس قهقهٔ کبک به کهسار زدند

از طرب چون نخروشد رگ جان تو حزین ؟

کز دم تیغ ستم زخمه برین تار زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
  2. شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
  3. شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
  4. شمارهٔ ۳۸۰محرومی وصال تو دل را نوید بود
  5. شمارهٔ ۳۸۱یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
  6. شمارهٔ ۳۸۲طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
  7. شمارهٔ ۳۸۳همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
  8. شمارهٔ ۳۸۴امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.