پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند

آتش از جلوه مرا بر دل پرشور زدند

عشقی از نو به کف خاک من افکنده بساط

باز خرگاه سلیمان، به دل مور زدند

می شود از نفسم، زخم جگرها تازه

از نمکدان قیامت، به دلم شور زدند

بخت آن بی خبران شاد که در دار فنا

باده بیخودی از ساغر منصور زدند

می چکد خون دو صد شکوه ز تار نفسم

نشتر زخمه مرا بر رگ طنبور زدند

باده خونابه و بتخانه بود ساغر عشق

طرفه آتشکده ای بر لب مخمور زدند

بزم عشق است حزین ، از که خبر می جویی؟

جام بیهوشی از آن نرگس مخمور زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
  2. شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
  3. شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
  4. شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
  5. شمارهٔ ۳۸۰محرومی وصال تو دل را نوید بود
  6. شمارهٔ ۳۸۱یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
  7. شمارهٔ ۳۸۲طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
  8. شمارهٔ ۳۸۳همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.