پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۳

گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند

آتش عشق مرا در دل دیوانه زدند

وقت مستان تو خوش باد که در دیر مغان

باده با محتسب شهر، حریفانه زدند

جگر خویش فشردند و به ساغر کردند

لاله سان، سوختگان تو چو پیمانه زدند

دل ارباب وفا بر سر هم ریخته است

در حریمی که سر زلف تو را شانه زدند

واعظ افسانه چه حاصل که صبوحی زدگان

در توفیق به یک نعرهٔ مستانه زدند

حسن در جلوه گری جان جهانی را سوخت

آتش از پرتو این شمع، به کاشانه زدند

آتشین چهره بتان را، نبود پروایی

صد دهن خنده، به جانبازی پروانه زدند

عاشقان را نبود از شجر طور کمی

شعله در جان و دل از جلوهٔ جانانه زدند

شوخ چشمان دل فارغ نگذارند حزین

ز آشنا عشوه نگاهی، ره بیگانه زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۵بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
  2. شمارهٔ ۳۷۶یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
  3. شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
  4. شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
  5. شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
  6. شمارهٔ ۳۸۰محرومی وصال تو دل را نوید بود
  7. شمارهٔ ۳۸۱یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
  8. شمارهٔ ۳۸۲طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.