پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟

دریا کش زخمیم، ز ساغر چه گشاید؟

در سایهٔ داغیم، ز خورشید چه منّت؟

همسایهٔ بختیم، ز اختر چه گشاید؟

دارو ندهد سود به بیمار محبت

عمر ار گذرد تلخ ز شکر چه گشاید؟

تمکین رود از دست، دل آید چو به طوفان

دریا چو به هم خورد ز لنگر چه گشاید؟

ناصح چه دهد بیهده بر باد نفس را

دیوانهٔ عشقم، ز فسونگر چه گشاید؟

در طالع خود بیند اگر دولت وصلت

آیینه، نظر پیش سکندر چه گشاید؟

هر زخم به روی دل عاشق در فتحی ست

زین بیش ز تیغ تو ستمگر چه گشاید؟

تا یار شد از دیده، نهادم مژه بر هم

شهباز نظر دوخته ام پر چه گشاید؟

در بزم گشایند چو دیوان حزین را

خمّار، خم میکده را سر چه گشاید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد
  2. شمارهٔ ۳۷۲به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
  3. شمارهٔ ۳۷۳گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند
  4. شمارهٔ ۳۷۴تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
  5. شمارهٔ ۳۷۵بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
  6. شمارهٔ ۳۷۶یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
  7. شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
  8. شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.