پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند

در دل بی طاقت من اشک و آهی سر زند

من به یک نظاره حیرانم چه گل چینم ز تو؟

حسن شوخت هر نفس، از جلوه گاهی سر زند

عمر صرف دوستی کردم، بری حاصل نداد

زین چمن می خواستم مردم گیاهی سر زند

گر شود آن برق جولان، گرم خودداری چنین

شعله ای ترسم ز هر مشت گیاهی سر زند

از تغافل های گرم یار می ترسم حزین

آه بی تابانه ای از دادخواهی سر زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
  2. شمارهٔ ۳۷۳گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند
  3. شمارهٔ ۳۷۴تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
  4. شمارهٔ ۳۷۵بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
  5. شمارهٔ ۳۷۶یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
  6. شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
  7. شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
  8. شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.