پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید

به توبه نامهٔ من، یار خط جام کشید

خوشا حریف شرابی که فکر شام نداشت

نهاد لب به شط باده و تمام کشید

ز عشق پاک به هر شیوه تو مشتاقم

به خشم و کین نتوان از من انتقام کشید

هنوز از آن خط مشکین خبر نداشت دلم

هوای دانه خالت مرا به دام کشید

ز من حدیث وفا و جفای خویش مپرس

که پاس راز، زبان مرا ز کام کشید

ز کوی انجم و افلاک رخت خویش برآر

برای جا نتوان منت از لئام کشید

بهار عیش در آغوش غنچه خسبان است

نسیم صبح به گوش من این پیام کشید

متاع عنصر و افلاک واسپار حزین

که خوار شد، ز فرومایه هر که وام کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
  2. شمارهٔ ۳۷۱ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد
  3. شمارهٔ ۳۷۲به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
  4. شمارهٔ ۳۷۳گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند
  5. شمارهٔ ۳۷۴تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
  6. شمارهٔ ۳۷۵بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
  7. شمارهٔ ۳۷۶یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
  8. شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.